تبليغاتX
اورامانات
مختصر

شبکه جدید ICC با فرکانس جدید 11470 27500 V

مثلث برمودا و عجایب آن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 14:47  توسط محمد  | 

http://www.3jokes.com/images

/http://www.takpars.com/HYPERLINK "http://www.takpars.com/forum/forumdisplay.php?fid=19"

www.thttp://www.tafrihi.com/yangom/serial/37.htmazehgi.com/

http://www.sat2dvb.net/register.php?do=addmember

 

https://parsdvb.com/forum/sitemap/f-16.html

 

www.tafrihi.com.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 14:44  توسط محمد  | 

لطفا

 

                   نظر

                                    بدهید

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 9:53  توسط محمد  | 

لطفا

 

                   نظر

                                    بدهید

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 9:52  توسط محمد  | 

شور و شعف به پا مي كند و چشمه هاي فراوان، زايش هر لحظه را، گونه اي به تصوير ذهن مي كشاند كه هر چه از ديدن آن حظ ببري و پرشوي، هنوز احساس خلأ مي كني و عطش براي سيراب شدن از سراب هاي آن داري. درخت هاي پهن برگ بلوط و پسته وحشي نيز، يكي از گونه هاي بسيار زيباي طبيعت را بر لوح اين سرزمين حك كرده است. گونه هاي جانوري متعدد و بسياري مشاهده مي شود و زيباتر، سنجاب ايراني است كه در سكوت متين جنگل، با شيطنت هايش، شور كودكي را يادآور مي شود. گل هاي نيلوفر كبود(زرد) در كنار سراب ها مخيله بيننده را تا جنون زيبا دوستي پيش مي برد.
گياهان دارويي اين منطقه چنان گستردگي دارد كه انگار طب اورامان نيازي به داروهاي شيميايي ساخت انسان ندارد.
چشمه هاي بل و اورامان، بزرگترين سراب هاي اين خيالند. بزرگترين سراب هاي اين شهر خيال و رويا. هر جا چشمه اي، زايشي و زلالي آبي بوده، شهري بنا شده و تا زماني كه اين سبزينگي، رنگ بودن خود را حفظ كند، مردمان، سبز و جاويد مي زيند.
غار «قوري قلعه» در اورامان شكل و ساختاري دگرگونه دارد و اغراق نيست، اگر بگوييم؛ يكي از زيباترين غارهاي قاره پهناور آسيا است.
اورامان، خاستگاه قومي است كه هنوز به پوشش كردي خود مقيدند. مردمان اصيل، نجيب و استوار كه در مرز ايران از شرق با كرمانشاه، از غرب با کردستان عراق، از شمال با كردستان ایران و از جنوب با جوانرود همسايه اند و به اورامی بودن خود مي بالند.
در اطراف اورامان كوه خضر، كه به روايتي محل سكونت خضر پيامبر(ع) بوده است، دريچه هاي انديشه را پيرامون اين پيامبر بزرگ و افسانه هايش به تكاپو وامي دارد.
وقتي خسته از راه طولاني و شادمان از اين همه زيبايي به شهر باز مي گردي، با غذاهاي محلي چون خورش خلال بادام يا انواع كباب هاي محلي، انرژي دوباره مي يابي و از خفتن غافل مي شوي كه اين جا سرزمين بيداران سبز است. پس با هشياري و بيداري مي توان از اين همه زيبايي لذت برد، آن قدر كه زبان بي تكلم، واژه ها گم و حقير و قلم ناتوان است. اورامان را نمي توان نوشت، بايد ديد

اورامانات را هزار ماسوله نيز مى نامند. اين محل اصالت خود را حفظ كرده و در كنار طبيعت زيباى آن، مدنيت و شهرنشينى منطقه زيبايى خاصى به هزار ماسوله داده است. معنى واژه اورامان چيست؟ واژه اورامان يا هورامان از دو بخش «اهورا» و «مان» به معنى خانه، جايگاه و سرزمين تشكيل شده است. پس اورامان يعنى سرزمين اهورايى و جايگاه اهورا مزدا. «هور» معنى ديگرى هم دارد.
هور در اوستا به معنى خورشيد است. هورامان را مى توان جايگاه خورشيد هم معنى كرد.
معمارى اورامانات و سرسبزى اين منطقه كوهستانى روياى پله هايى به سمت بهشت را متصور مى كند. خانه هاى اين روستا با سنگ و اغلب به صورت خشكه و به صورت پلكانى ساخته شده است. تاریخ نویسان معتقدند اورامانات تخت زمانى شهرى بزرگ بوده و مركزيتى خاص داشته به همين دليل از آن به عنوان تخت يا مركز (حكومت) ناحيه اى اورامان ياد مى كرده اند. به غير از وضعيت خاص روستا از نظر معمارى، موقعيت چشمه هاى پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پير شاليار و به ويژه جمعيت و تعداد سكنه قابل توجه آن نشانگر اهميت منطقه از زمان ساسانى است. پوشاك كردى آميزه اى از رنگ و نقش است. در كجا و چگونه مى توان زيباترين رنگ هاى دنيا را در كنار هم ديد. لباس مردم اورامانات كردى است. پيش از ورود پارچه و كفش هاى خارجى و ساير منسوجات داخلى به استان كردستان، بيشتر پارچه ها و پاى افزار مورد نياز آنها توسط صنعتگران ساخته می شد.ساخت کفپوش پاى افزار «گيوه» يا «گلاش» يا «كالى» بر عهده اوراماناتى ها و مردم و آبادى هاى هجيع، نودشه، بوده و بافت بدنه را مردم آبادى هاى نوسود شهرستان پاوه بر عهده داشته اند. جولايى، بافت، پارچه و انواع منسوجات مانند بوزو، ربال، جاجيم، بره بوشمين، موج، جوراب، دستكش، زنگال و كلاء انواع دستبافت هاى اين منطقه هستند. مردان كرد اورامانى چوخه، پانتول، ملكى شال، دستار، فرنجى و كله بال و زنان آن جانى، كلنجه، شال، كلاه و كلله مى پوشند. انواع اين لباس ها با زيور آلات مختلف تزئين شده اند و رنگارنگ هستند. قارچ، كرفس، كنگر، ريواس، خوژه، پنير، شير، عسل، گردو، انجير موادغذايى اين منطقه را تشكيل مى دهند. پلو، «دوغه وا» يا آش دوغ، ساوار، گردول، ترخينه، دوختن يا آش گزنه، هتيمچه با گوشت گوسفند، شدروا، گرما، رشته پلو، رشته رون يك آبه، پرشين، شلغم ترش، و كلانه، از غذا هاى اورامان است.
از توليدات هنر هاى سنتى مثل گليم، سجاده، نمد، سبد، گيوه به عنوان سوغات اين محل نام برد. اما دليل ديگرى به غير از درمان و سياحت در يك منطقه سنتى براى سفر وجود دارد. ميراث فرهنگى و كهن ايران زمين مى تواند دليلى براى كشش مسافران به شهر هاى مختلف باشد. هخامنشيان و شكوه شان زبانزد و مايه افتخار ايرانيان است.

. ز نظر جغرافيايي و در اصطلاح و جغرافياي قديمي منطقه اورامان به دو قسمت :

۱-اورامان تخت

۲- اورامان لهون

تقسيم گرديده است ولي شايد درست آن سه منطقه است و منطقه ژاورود را نيز بايد جزء لاينفك اورامان بدانيم در ذيل به بررسي ويژگيهاي جغرافيايي هركدام خواهيم پرداخت .

اورامان تخت :

دهستان اورامان تخت با 4170 خانوار 21300 نفر جمعيت تابع بخش مرکزی شهرستان سروآباد مي باشد .اين دهستان از سمت غرب با كشور عراق و از سمت جنوب به پاوه و كوه شاهو و از طرف شمال به مريوان و در طرف شرق به روستاهاي ژاورود و شهرستان سنندج همسايه است. كوههاي دالاني و دَرَكي ۲۶۳۹ متر در شمال و كوه كوسالان در شرق و كوه شاهو ۳۳۹۰ متر در جنوب و كوه تخت و كوه دربند ۲۷۷۰ متر در غرب اين دهستان واقع شده است و دو شاخه مهم رودخانه سيروان از بخش شمالي و جنوب شرقي وارد اين دهستان شده و پس از تلاقي اين دو رودخانه با يكديگر در خاك كردستان عراق به درياچه دربنديخان مي ريزد اورامان تخت حدودا داراي ۲۶ روستا بوده است و در گذشته مركز آن روستاي رزاب بوده است و شخصي بنام حسن بيگ با اخلاف و اسلافش براين منطقه حاكم بوده ولي اكنون مركز آن روستاي اورامان تخت مي باشد اين روستا با 780 خانوار 3550 نفر جمعيت در فاصله 65 كيلومتري جنوب مريوان و ۷۵ كيلومتري شمال پاوه واقع شده است .اورامان تخت منطقه اي بسيار دلنشين و داراي مناظر زيبا و چشمه سارهاي باصفاي كوسالان مي باشد از نظر اقتصادي بيشتر مردم از طريق كشاورزي مختصر و باغداري و اندك صنايع دستي امرار معاش مي كنند البته درآمد بسيار كم آن باعث مهاجرت به شهر ها و خالي شدن روستاها گرديده است .تعدادي از روستاهاي دهستان اورامان تخت عبارتند از :

1-کماله ۲ -رودبر3 -ویسیان 4-اورامان تخت 5-سرپیر 6-بلبر 7-سلین 8 -ژیوار 9-ورگه ور

10-عباس آباد11-نوین12-کلجی13-ناو و .......

رودخانه سيروان : از ديگر زيبايي هاي منطقه اورامان رودخانه عظيم و خروشان سيروان است كه به امتداد كوه شاهو جريان يافته و از ارتفاعات اين ناحيه سرچشمه گرفته و بعد از طي تمامي منطقه شمالي اورامان و اورامان تخت به اورامان عراق وارد مي شود طول رودخانه سيروان در خاك ايران ۲۱۵ كيلومتر مي باشد كه داراي مناظر زيبا و ديدني مانند (تاف بل ) آبشار بل و . . . است

اورامان لهون :

بخش ديگر اورامان را لهون مي گويند كه از طريق مشرق و جنوب شرقي به سنندج و كامياران و از شمال به اورامان تخت و مريوان و از طرف غرب به خاك عراق متصل است در گذشته مركز آن نوسود بوده و اكنون به شهرستان پاوه انتقال يافته است رودخانه سيروان از ابتداي اورامان لهون جريان مي يابد و بعد از مشروب كردن اورامان تخت به خاك عراق مي ريزد شهرهاي جوانرود ‚ روانسر و نودشه نيز در اين ناحيه قرار دارند .كوه زيباي شاهو كه سراسر اورامان لهون را زير چتر خود گرفته در سقط الرس كوه شاهو روستاي تاريخي تنگي ور و پلنگان يا پالنگان قرار گرفته است كه در ادوار گذشته حاكم نشين چند قوم كرد بوده و خاطرات تلخ و شيرين فراواني را در سينه دارد قلعه پلنگان در دهستان ژاوروود واقع شده كه در قرون ششم هجري بوسيله حاكم اردلان براي مركز حكومت خود ساخته است كه كتيبه سنگي بزرگ آن برجاي مانده است .تعدادي از روستاهاي اين ناحيه عبارتند از :۱-درويشان ۲-خانقاه ۳-دشه ۴-نروي ۵-هيروي ۶-تشار ۷-شيخان ۸-دزآور ۹-وزلي ۱۰-داريان ۱۱-شوشمي ۱۲- هجيج ۱۳-درآور ۱۴- هاني گرمله ۱۵-كيمنه ۱۶-بيرواس و. . .

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 9:39  توسط محمد  | 

این کتاب که ابتدا در تابستان 1380 به صورت مصاحبه در کشور اسپانیا ضبط و در چهار فصل تنظیم  شده است که تدوینگر آن دکتر عرفان قانعی فرد ، مترجم و نویسنده کرد ، می باشد که هم اکنون در آمریکا بسر می برد و به عنوان عضو هئیت علمی در دانشگاه فعالیت دارد. 

استاد مظهر خالقی پس از زنده یاد سید علی اصغر کردستانی ، به عنوان استاد مسلم آواز کردی معاصر معروف است ، زیرا اکثر کردها معتقند که صدای محزون و لحن دلنشین او هر شنونده ای را مجذوب و محظوظ می کند اما متاسفانه در بیست سال اخیر کمتر شاهد فعلیتی جدی از وی بوده ایم و همچنان به غیبت و سکوت خود ادامه داده است.در صورتی که حضور پرشور و فعالیت جدی هنرمندان کرد در موسیقی معاصر ایران پس از انقلاب بسیار مشهود و انکار ناپذیر است ، هنرمندانی از چند نسل مختلف مانند " یوسف زمانی ، میرزاده ، فرج پوری ، ناظری ، کامکار ، عندلیبی ، تعریف ، ساعد ، پور ناظری ،خاک طینت  و ....    " ، که ابته برادران یوسف زمانی را جزو بنیان گذاران موسیقی کردی به شیوه ای علمی و آکادمیک در ایران می شناسند. 

با وجودی که در باره موسیقی کردی ، منبع و ماخذ جامع و یا اطلاعات منظم و  مدونی در دست نیست ، اما در موسیقی معاصر ایران اکثر استادان و صاحب نظران به قدمت و غنای موسیقی کردی اعتراف می کنند، زیرا ملودی ،ریتم و رنگ یا ضربی موسیقی کردی را در کمتر کسی هست که درگوشه های موسیقی ملی ایران بارها نشنیده باشد. در این رابطه  پرویز مشکاتیان معتقد است که گذر از موسیقی ایران زمین بدون توجه به موسیقی کردی امکان پذیر نیست و محمد موسوی  هم می گوید: " گاه در برابر غنای موسیقی کردی باید تسلیم شد".

 در میان هنرمندان معاصر آواز  کردی -  شهرام ناظری ، جلال الدین محمدیان ، محمد رضا دارابی ، صدیق تعریف ، بیزن کامکار ، علاالدین باباشهابی ، عزیز شارخ ، عباس کمندی ، حسین شریفی ، بهروز توکلی ، عمر دزه ای ، ناصر رزازی ، نجم الدین غلامی ، رشید فیض نزاد و...-  خلاء غیبت و سکوت چند ساله استاد مظهر خالقی بسیار محسوس است . هر چند که هیچ کدام از این هنر مندان ،  قریحه و سبک موثر خالقی را نادیده نمی گیرند و حتی  ملودی ها و نغمه های او را به عنوان گنجینه آواز کردی معرفی می کنند .  

درباره مظهر خالقی ، هنرمندان کرد و صاحب نظران  چنین می گویند:

   دکتر بهمن کاظمی ، محقق موسیقی کردی ، معتقد است که اندیشه و عقاید این استاد برجسته موسیقی معاصر کردی بدون شک  برای نسل جوان منبعی مفید و آموزنده خواهد بود ، زیرا خالقی به وجود نسل جوان برای اعتلا و شکوفایی هر چه بیشتر موسیقی کردی در سطح بین المللی امید وافر دارد.جمشید عندلیبی ،آوازهای او را عامل شهرت و سوء استفاده بسیاری از هنرمندان می داند که در غیبت او با بازسازی و گاه کپی نغمه ها و آهنگ ها به سود جویی ازخالقی پرداخته اند. کیخسرو پور ناظری ، بر این عقیده است که وجود هنرمند والامقام و بزرگی مانند خالقی برای موسقی امروز کردستان ضرورتی غیر قابل انکار است و حضور مجدد او می تواند مو جب ایجاد رشد و خلاقیت در آواز کردی امروز ، به عنوان بخشی از موسیقی نواحی ایران زمین باشد . سعید فرج پوری باور دارد که اجرای مجدد خالقی مشابه موجی نو در موسیقی کردی است که مخاطبان ، موسیقی اصیل کردی رااز زبان راوی صادق آن می شنوند. بهرام ساعد ، صدای ساده و صمیمی خالقی را یادآور بزرگانی همچون سید علی اصغر کردستانی ، حسن زیرک ، علی مردان ، طاهر توفیق ، محمد مامله ، عمر دزه ای ، عارف جزراوی و...می داند  و مجتبی میرزاده ، آهنگ ساز آثارخالقی ، می گوید : " در استودیو و هنگام ضبط ، خالقی تسلط و توانایی خاصی در اجرا دارد و گاهی با یکبار خواندن و بدون تمرین نسخه اصلی را ضبط کرده ایم ". اما    طهمورث پورناظری با گله از خالقی یاد می کند و ساکت نشستن و کناره گیری او را گناهی بزرگ و غیر قابل بخشش می داند و آن جمله خالقی در کتاب را ، مبنی بر عدم همراهی نوازنده حرفه ای ، مورد اشاره قرار می دهد و می پرسد: " علاوه بر پیگیری مکرر و مشتاقانه کامکارها و اعلام  آمادگی گروهی حرفه ای و مشهور مبنی بر اجرای کنسرت افتخاری  با استاد خالقی ، چرا او همه این دعوت ها را بدون پاسخ گذاشته است ؟ ".  شهرام ناظری ، که همواره با احترام از خالقی یاد می کند ، معتقد است " در موسیقی معاصر کردی کسی دیگر مانند خالقی – این ستاره تابناک آواز کردی - تا چند سال آینده ظهور نخواهد کرد"  و در این باره رامبد صد یف – استاد آواز -  می گوید: " مظهر خالقی  را به عنوان  راوی صادق فرهنگ و هنر کرد می شناسم که صدایش یاد آورنده خاطرات تلخ و شیرین تاریخ پر فراز و نشیب کرد است و نغمه او آواز آزادی و عشق است و اگر این بلبل عاشق و بی قرار سال هاست خاموش است ، زیرا در میان مردمانش موسم گل نیافته است ".  

       مظهر خالقی  در شهریور سال 1318 در سنندج -  در میان خانواده ای از مشایخ کردستان -  دیده  به جهان گشود . در اعوان جوانی نخست به مدت 11 سال به آموختن و فراگیری موسیقی اصیل ایرانی و تمرین سبک ها و ردیف های آواز فارسی پرداخت و اولین اجرای  آواز او در اواخر دهه سی در رادیو سنندج به زبان فارسی ضبط شده است.. وی سپس  در رشته فیزیک در دانشگاه تهران ادامه تحصیل د ا د و بنا به تحصیلات دانشگاهی ابتدا در دبیرستان های تجریش و شمیران دبیر درس ترمودینامیک بود ، اما دوستی با شاد روان انجوی شیرازی او را به رادیو کشانید تا به ترجمه مطالب ادبی  و هنری زبان کردی بپردازد و به همراه دیگر هنرمندان کرد – مانند یوسف زمانی ، کامکار ، مجتبی میرزاده ، سواره ایلخانی زاده ، محمد صدیق مفتی زاده ، محمد کمانگر ، فریدون مرادی ، شکر الله بابان ، عثمان احمدی ، ابراهیم ستوده ، عابد سراج الدینی و...- به ترویج و اشاعه زبان و ادبیات کردی کمک کند.در  حین همکاری با ارکستر رادیو ،  خالقی  با اکثر هنرمندان وزارت فرهنگ و هنر مانند " ناصری ، کسروی ، بهاری ،  حنانه ، گلسرخی ، شجریان و..." آشنا می شود و تحت تاثیر آنان تجارب و آموخته هایش را سمت و سوئی خاص می دهد .

    در همان اوائل فعالیت هنری مظهر خالقی ، حنانه  ، کسروی و یوسف زمانی ، صدای او را به عنوان صدای ممتازی شتاختند که جنس صدایش شباهت زیادی به غلامحسین بنان ، استاد فقید آواز ،  دارد و با وجود اظهار علاقه خالقی به ادامه اجرای آواز فارسی ، حنانه مانع او  می شود زیرا اعتقاد داشت در میان فارس ها ، خالقی  خوانند ه ای درجه سه می شود اما نغمه خوش الحان او  در میان کردها بر صدر خواهد نشست! و پیش بینی او واقعیت داشت ،  زیرا در اواخر دهه چهل ئ آغاز رسمی فعالیت هنری او در رادیو کردی با همکاری ارکستر مشیر همایون شهردار - از پیشکسوت های هوشمند موسیقی ایرانی – آوازهایش با استقبال بی نظیر مردم کرد مواجه شد که در این باره  صدیق تعریف  مغتقد است " خالقی در همان  آغاز به اوج شهرت رسید و همچنان در آن قله افتخار مانده است ".  

خالقی پس از ضبط و اجرای بیش از 250 آهنگ فولکلور و  ترانه های اصیل  کردی ، در اواسط دهه 50  مدیریت سازمان رادیو و تلویزیون  کرمانشاه را عهده دار میشود و بنا بر یک سوء  تفاهم نامیمون در دوران انقلاب ، به اتهام همکاری احتمالی او، به عنوان یکی از مدیران ارشد دستگاه دولت شاهنشاهی   با سا واک ، دستگیر و چند هفته ای زندانی می شود -  و آن بر چسب سیاسی و هاله ابهام موجب رنجش خالقی و قهر او از عرصه هنر شد -  اما سر انجام بنا به مساعدت اهالی فرهنگ در رفع سو ء تفاهم پیش آمده ،با کمک جلال طالبانی از طریق کردستان  عراق راهی انگلستان می شود- زیرا مظهر خالقی و طالبانی هر دو دختران ابراهیم احمد ، نویسنده نام آشنای کرد ،  را به همسری اختیار کرده اند و اثر معروف زانی گل << درد زایمان ملت >>   با ترجمه های محمد قاضی ودکتر عرفان قانعی فرد به زبان فارسی در بازار کتاب عرضه شده است -  و سالهای بعد  در لندن  رحل ا قامت می افکند و از آن روز تاکنون به ایران بازنگشته است، هر چند بارها به طور رسمی از سوی نهادهای هنری از وی دعوت شد تا آشتی طلبد و به مام وطن بازگردد ، اما تاکنون با سر عتاب رفته است! هر چند که پخش تصویر و صدای خالقی پس از انقلاب بنا بر دلایل نامعلومی در رسانه های رسمی و محلی جمهوری اسلامی ممنوع بوده است.  

    مظهر خالقی آخرین بار در اواخر دهه 60 در یک مجموعه کنسرت دور اروپا به همراهی هنرمندانی مانند  سعید فرج پوری، رضا شفیعیان ، مجید درخشانی ، رضا قاسمی -  نوازنده سه تار  و نویسنده داستان  ارکستر شبانه –  در اجرا ی صحنه ظاهر شد ، اما پس از آن تا به امروز اثر جدیدی را اجرا نکرده و همچنان در سکوت وعزلت و اندوه غربت مانده است. هم اکنون پس از تحولات اخیر کردستان عراق  دست اندر کار تحقیق و نگارش درباره موسیقی کردی است و در عین حا ل مدیریت انستیتوی میراث فرهنگی کردستان عراق را بر عهده دارد.

اندیشه هنری و سیاست حرفه ای خالقی را میتوان تا حد زیادی به استاد  محمد رضا شجریان  شبیه دانست ، زیرا همواره از موسیقی مبتذل و غیر اصیل پرهیز داشته است و ایجاد محدودیت قانونی دولت برای پخش و اجرای موسیقی اصیل را عامل اصلی ایجاد موسیقی مبتذل و کافه ای می داند که کمتر جوهر و اصالت موسیقی ایرانی را دارد.مظهر خالقی به شدت به حفظ اصالت اخلاقی و هویت هنری در اجرای کار هنری باور دارد و اینکه موسیقی دان متولی فرهنگ و راوی جامعه است و باید حرمت این هنر پاک و مقدس نگاه داشته شود و از این لحاظ خود شخصیتی بسیار آرام، مبادی آ داب  و فروتن دارد.

در این کتاب ، خالقی وضعیت موسیقی کردی امروز ایران را بسیار متحول و پر تحرک تر از دوران قبل از انقلاب می داند و علت ایجاد چنین فضائی را در  پیشرفت ، تلاش و خلاقیت هنرمندان و توجه مردم جامعه و رشد فرهنگی مخاطبان می داندو اظهار میدارد که مردم کرد قدر هنر را می دانند و به هنر مندانشان وفادارند و بدین موسیقی کردی زنده و پویاست.  هر چند در کتاب آهنگ وفا نه مصاحبه گر و نه مصاحبه شونده از ابراز بینش و تفکر سیاسی  خود به دور نمانده اند.

   در حاشیه کتاب آهنگ وفا  لازم است که به واقعیتی اشاره کرد و آن هم فعالیت جدی و پیگیر نویسنده این کتاب در احیا و معرفی بهتر مظهر خالقی و به عبارتی بازشناخت او  ، بعد از دوران انقلاب اسلامی در ایران است ، که از سال 1380 تاکنون تحقق یافته است . هر چند دکتر عرفان قانعی فرد ، با پشتکار و علاقه خاصی در ارائه نمائی از بزرگان هنر و ادب کردی به صورت تدوین و ترجمه در این دهه اخیر  فعالیت قابل تاملی  داشته است مانند : دمی با قاضی و ترجمه ، محمد قاضی و رسالت مترجم ، درد زایمان ملت ( ابراهیم احمد) ، در حصار میله ها ( مری سنرز آنا برونی)، خاطرات یک رعیت کرد( روناک یاسین)، مافیای قدرت و دفن دمکراسی ( نادر انتصار ) وآهنگ وفا ، که پس از کتاب " سروش مروم " دومین و شاید آخرین تدوین آ قای دکتر قانعی فرد درباره شخصیت های موسیقی معاصر باشد.< 1 >

در این باره مظهر خالقی می گوید که ابتدا  توسط انستیتو کرد لندن با آقای قانعی فرد آشنا می شود و سپس دوستی نزدیک و رابطه عاطفی بین آن دو آغاز شده است و معتقد می باشد که وی جوانی آرمان گرا و هدفمند است که با عشق و صداقت تالیف و ترجمه می کند و در ضمن فعالیت در حوزه تخصصی اش – زبانشناسی و تر جمه سیاسی – از تدوین درباره فرهنگ سرزمین مادری اش ابایی ندارد و همواره بدون توجه به مخالفت ها و سانسورها با چهرهای خندان و بی قرار زحمت می کشد. و سپس با فروتنی خاصی برای ابراز حق شناسی خود حضور دکتر قانعی فرد را سلسله جنبان  فعالیت های اخیر خود می داند. که از جمله آن فعالیت ها می توان به این چند مورد اخیر  اشاره کرد :

1.      برگزاری و اجرای مراسم بزرگداشت مظهر خالقی در اسلو. <  2 >

2.      برگزاری و اجرای مراسم بزرگداشت مظهر خالقی در تهران. <  3  >

3.      انتشار چند مطلب درباره خالقی در مطبوعات مانند " حیات نو ، آفتاب یزد ، بنیان ، همبستگی ، سیروان  و...

4.      تهیه و تنظیم مجدد مجموعه آهنگ ها ی خالقی در کتابی تحت عنوان " کاروان مهر ". <  4  >

5.      انتخاب و عرضه نخستین مجموعه آ,وازها و تصنیف های خالقی در مجموعه سی دی" جشن بهاران ". <  5  >

6.      تدوین آهنگ وفا ، مجمو عه عقاید مظهر خالقی درباره موسیقی کردی.  <  6 > 

به هر حال باید انتشار کتاب آهنگ وفا را در زاد روز این راوی بزرگ آواز کردی ، به فال نیک گرفت .اما آیا خالقی ، که امروز شمار عمرش به 65 سال رسیده است ، با اجرای جدیدی به انتظار  خیل مشتاقانش پاسخ می گوید ؟ و در ادامه انتشار " آهنگ وفا " ، نغمه " ترک جفا " را خواهد گفت ؟  

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 9:35  توسط محمد  | 

هنگامی که از زبان کردی سخن به میان می‌آید، مقصود زبانی است که کردها هم اینک با آن سخن می‌گویند. برخی از زبان شناسان و شرق شناسان فرنگی که با زبان کردی مانوس بوده‌اند، بیشتر این اطلاعات را به شکلی کلی یا ویژه ارائه داده وگفته‌اند که: این زبان در عداد زبانهای هند و اروپایی و خانواده‌های هند و ایرانی و در زمره ی زبانهای ایرانی است وبا زبان فارسی قرابت نزدیکی دارد.

اینک این سوال پیش می‌آید که پیدایش زبان کردی چگونه بوده است؟ ا‌شکار است که زبان هر زاد و بومی زبان ساکنان آن است؛ اگر رویداد‌های تاریخی باعث ایجاد تغییرات نژادی  نشده باشد آن زبان همان زبان ساکنان دیرین آن سرزمین است. عکس این موضوع نیز صادق است. اینک ببینیم این موضوع در مورد زبان کردی چگونه صدق می کند؟.

سرزمینی که آن را کردستان می‌نامند و کردها در آن ساکنند، محل کشف باقیمانده‌ی اجساد فسیل شده‌ی انسانهای باستانی است. این استخوانها که در "شانه دری" یافت شده است، دارای اهمیت بسیاری است؛ چرا که، اولین بار است بقایای انسان عصر سنگی - که 60 هزار سال پیش از این عراق را مسکن خویش ساخته است، یافت می‌شود. ( ت. باقر-1973) [1]

شصت هزار سال پیش از این محدوده‌ای که اینک کردستان نامیده می‌شود،‌آباد و ماوا و پناهگاه مردمانی بوده که زبانی هم برای سخن گفتن داشته اند؛ اما از آن جا که سخن گفتن درباره‌ی این زبان کار دانشمندان  باستان شناس است؛ به همین جهت  همراه با تابش انوار ‌آفتاب 57200 ساله  بربالهای زمان و گذر ایام خود را به پیش می‌کشیم و به دورانی می‌رسانیم که، اقوام ماد خود را به ایران کنونی و غرب ‌آسیا رساندند و با نژادهای خوژیایی، لولو، گوتی، کاسی، (خوری  یا هوری ) - که در دامنه‌ها‌ی آن سوی کوههای زاگرس می‌زیستند و تا حد مناسبی زندگی خود را سامان داده بودند و جمهوری و تمدنی نسبتاً پیشرفته تاسیس کرده بودند – مواجه شدند.

مادها ظرف 200 سال طومار این حکومتها را در هم پیچیدند و در سال 612 پیش از میلاد مسیح امپراتوری بزرگ مادی را بنیان نهادند و بدین ترتیب زبان مادی به زبان رسمی بدل شد. از آن زمان تا هنگام انتشار اسلام در کردستان، سیزده قرن سپری شده است. در این مدت طولانی سرزمین ماد بزرگ و کوچک و سرزمین‌های دیگری که به سرزمین ماد ملحق شده اند؛ از حیث نظامی وسیاسی بسیار دست به دست شده اند.  و قدرت سیاسی به دست افراد مختلفی - که زبان آنها با زبان مادها متفاوت بوده است - افتاده است. هر حکومتی هم که برسر کار ‌آمده زبان خود را به عنوان زبان رسمی بر این سرزمین تحمیل کرده است. در اوضاع واحوال آن روزگاران، که تمامی بنیادهای اجتماعی کم رنگ شده و رو به افول نهاده  بوده است، این جابه جایی درقدرت نمی تواند از تاثیر نهادن بر این بنیادها برکنار بوده باشد. تاریخ، برخی رویدادها را ثبت کرده است که طی ‌آن، سلطه‌ی  سیاسی بریک سرزمین، تغییرات نژادی بنیادی و ایستایی زبان را در ‌آن سرزمین باعث شده است.  امروز ردپای تاثیر جابه جایی در قدرت را در شرق قلمرو امپراتوری ماد  به وضوح می تو‌آن دید. به عکس در بخشی از غرب سرزمین ماد، بنیادها همچنان دست نخورده مانده است.  بلکه تسلط مادها وضعیت نژادی وزبانی برخی از سرزمین هایی را که بعدا به قلمرو مادها ملحق شد، تغییر داده و به مسیر توسعه‌ی مادی کشانده است و به موازات بخش غربی قلمرو خود، آنها را توسعه داده است.

بیشتر تاریخ شناسان پر ‌آوازه براین باورند که، کردهای امروز نوادگان مادهای دیروزند."اگر کردها نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتی چنین کهن و مقتدر چه ‌آمده است و این همه قبیله و  تیره‌ی مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم می کنند؛ از کجا ‌آمده‌اند؟" ( مینورسکی 1973)

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 9:33  توسط محمد  | 

پالنگان» يكى از روستاهاى استان كردستان است كه بافت معمارى پلكانى آن داراى ارزش ويژه اى است. روستا در دامنه كوه و در دو طرف دره قرار دارد. خانه هاى روستا با سنگ و عموماً به صورت خشك چين، به صورت پلكانى ساخته شده و پشت بام منزل پايين به منزله حياط منزل بالا است. روستاى «پالنگان» در۱۵ كيلومترى شهر كامياران و ابتداى منطقه اورامان قرار دارد. در ۸۰۰ مترى روستا در دره زيباى «تنگيور» و در محل چشمه هاى پر آب «شيخ علاء الدين»، «شيخ خاتون» و«شيخ عمر» قلعه پالنگان وجود داشت كه اكنون بقاياى اتاق ها، آتشكده ها و پل هاى قديمى آن پابرجاست. آثار به دست آمده از قلعه و بقاياى پل هاى ساخته شده بر روى رودخانه قدمت آن را به دوره پيش از اسلام مى رساند. اين روستا علاوه بر داشتن معمارى زيبا، داراى چشمه ها، آبشارها و طبيعتى سرشار از زيبايى منحصر به فرد در استان كردستان است و در كنار رودخانه اى قرار گرفته كه به «سيروان» مى پيوندد. اين ناحيه يكى از مراكز مهم كردستان از دوره سلجوقى به بعد بود و قلعه پلنگان كه مجاور روستا و در بالاى كوه قرار گرفته، مويد اين امر است. با توجه به بقاياى آسياب ها، مساجد و منازل قديمى و باغ هاى زيباى اين روستا، بعيد به نظر نمى رسد كه شالوده اصلى آن به دوره ساسانى باز گردد، همين امر باعث شده كه در روزهاى تعطيل و روزهاى عيد محل جذابى براى گردشگران و در طول سال براى بازديد توريست ها باشد.
چنگيز قلعه
نزديك شهر بيجار و در ۲۰ كيلومترى شهر بر بالاى كوهى در جاده بيجار- سنندج بقاياى قلعه اى وجود دارد كه به »چنگيز قلعه» معروف است. اين قلعه كه فقط بقاياى ديوارها و آب انبارهاى آن باقى مانده در گذشته داراى تاسيساتى مهم در منطقه بود. ساختمان اين قلعه از سنگ ساخته شده و از ملات ساروج (مخلوطى است از آهك و خاكستر يا ريگ كه در آب به مرور جذب انيدريد كربنيك كنند و آهكش به صورت سنگ آهك كه محكم و پايدار است در مى آيد و از آن در جهت ساختن بنا استفاده مى كنند ) نيز درآن بهره گرفته اند. تاريخ ساخت دقيق قلعه مشخص نيست. ليكن بقاياى معمارى و سفال هاى موجود آثار دوره تاريخى احتمالا ساسانى و دوره اسلامى را نشان مى دهد.
قلعه حسن آباد
در گذشته هاى بسيار دور جاده قديم سنندج - كرمانشاه از روستاى حسن آباد كه در ۵ كيلومترى سنندج واقع بود مى گذشت. درسال ۷۴۶هـ. ق » امير حسن خان اردلان» بر بلنداى كوهى در جنوب روستا قلعه مستحكمى براى مركز حكومت خود بنا كرد. در اوايل قرن دهم هـ. ق » هلوخان اردلان» والى وقت كردستان آنجا را مقر حكومت قرار داد. احتمالا آبادى و قلعه حسن آباد قبل از تاسيس شهر سنه دژ ( سنندج ) مركز ولايت كردستان بود و از سال ۱۰۴۶ هـ. ق پس از انهدام قلعه حسن آباد سنندج مركز ولايت كردستان گرديد. آثار و بقاياى تاسيسات قلعه حسن آباد هنوز بر جاى است.
قلعه سنندج ( دژ سنه)
يكى از قلعه هاى قديمى كردستان قلعه سنندج بود. هنگامى كه «سليمان خان اردلان» از طرف » شاه صفى» به عنوان والى كردستان منسوب شد مركز ايالت كردستان را از حسن آباد به سنندج انتقال داد و قلعه اى ساخت كه به » دژسنه» معروف شد. اين قلعه بعدها با گسترش شهر در داخل محله اى قرار گرفت كه به محله » ميان قلعه» معروف بود. » سنه دژ» بالاى تپه اى دركمال استحكام بنا شد و در برخى كتب توصيف جالبى از فضاها و تزيينات معمارى آن آمده است. از جمله: بر گرد محله ميان قلعه كه دارالحكومه و سراى خسرو خان و امان اله خان بود ديوارى كشيده اند مشتمل بر چهار دروازه. . . . اول دروازه » قلعه چوالان» كه رو به مغرب دارد. دوم دروازه » تپوله »، سوم دروازه » عبدالعظيم» كه روى آن به سمت قبله است. چهارم دروازه » بازار» كه رو به مشرق است. به اين ترتيب مشخص مى شود كه قلعه سنندج هسته مركزى يا ارگ حكومتى ( كهندژ) بود

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 9:32  توسط محمد  | 

ده بو ياگه ي خه مانم توني ئه ي دوس

ده بو سوماي چه مانم توني ئه ي دوس

شفا په ي ئيشي زامم توني  ئه ي دوس

كه ليمه ي سوبح و شامم توني ئه ي دوس

بينايي نوري ديده م توني ئه ي دوس

عه زيزم به رگوزيده م توني ئه ي دوس

خودا زانو گييانم توني ئه ي دوس

وه شيم شاديم ژيانم توني ئه ي دوس

ئه گر ساتي نه وينوت ئه لودامه ن

چه مان رومه لخه زای روي كه ربلامه ن

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 9:30  توسط محمد  | 

هورامان از مشرق با سنندج ، از مغرب با شاره زور ، از جنوب با جوانرود و كرمانشاه و از شمال با مريوان هم مرز مي باشد . هورامان را نمي توان با مرز كاملاً مشخصي مرزبندي كرد . زيرا بسيار وسيع تر از اين محدوده جغرافيايي اخير بوده است اينك به اختصار مرز جغرافيايي فعلي را مورد بحث و بررسي قرار مي دهيم . در آخرين تقسيمات منطقه ي هورامان به چند بخش تقسيم گرديده است كه عبارتند از : هورامان تخت ، لهون ، ژاورو و گاورو كه در اين نوشتار سعي شده ويژگي هاي هورامان تخت مورد بررسي قرار گيرد .

هورامان تخت :

كوه شاهو از طرف جنوب به دهستان سيروان ( منطقه رزاو و سروآباد ) منتهي و امتداد آن سلسله جبال كوه( تخت ) بوده و جهت آن از شمال باختر به جنوب خاور و خط الرئس آن از خاور روستاي ( دركي ) مي گذرد كه اين سلسله جبال مرز بين ( هورامان كردستان ايران ) و( هورامان كردستان عراق ) را مشخص مي كند . قله ( تخت ) « دالاني » كه در ميان شهر هورامان و روستاي ( هانه گرمله ) واقع گرديده 2985 متر ارتفاع دارد .

رشته دوم موازي با رشته اول ميان دره رودخانه( سيروان ) و دره رودخانه ( رزاو ) كه به ( هشدول ) و  ( كوسالان ) معروف مي باشد واقع شده . هشدول كه در باختر ( رزاب ) مي باشد 1489 متر ارتفاع دارد . در دنباله ارتفاعات جنوب مريوان تا محل ( دوآب ) مرتفع ترين قلل اين رشته كوه ، در خاور روستاي ( المانه ) به نام    ( پيازدول ) 2942 متر و ( كوره ميانه ) در شمال روستاي ( گوشخاني ) 2955 متر ارتفاع دارد . عمق رودخانه ها نسبت به قلل اطراف ، زياد بوده و داراي شيب تند هستند . براي مثال عمق محل تلاقي رودخانه ( ره زاو ) با رودخانه سيروان          ( تا قله كوه ) 1005 مترمي باشد .

پوشش گیاهی -تخصص- مهارت - دین- معماری و...... را در اذامه مطلب بخوانید.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 9:29  توسط محمد  |